![]() |
شايد بتونيم به هم كمك كنيمتاحالا هر چه سكوت كرديد ديگه بسه ، حالا |
![]() |
گالري عكس |
![]() |
مقالات جديد |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() شايد اين را تا به حال هيچ كس به تو نگفته .
اما مي خوام بدوني... و اگه دوست داشتي باور كن بزرگترين شانسي كه اطرافيانت آوردند به دنيا آمدن تو بود. ببخش كه زودتر بهت نگفتم.
RSS
|
اینجا هم یه کوچولو هست که هر وقت از در می یاد تو دلش دسر می خواد . کف اتاق خوابمو تمیز می کنم ... ولی نه به خاطر اینکه تو گفتی بکن در دستشویی رو می بندم ... ولی نه به خاطر اینکه تو ازم خواستی دارم اسباب بازیامو جمع می کنم ... ولی نه به خاطر اینکه تو دوس داری همه جا تمیز و مرتب باشه سر و صدا نمی کنم ... نه به خاطر اینکه تو سرم داد زدی کفشای کتونی بوگندیمو در می یارم ... و همه خاک و گلای بدنمو تمیز می کنم ... حتی دست و صورتمو می شورم ... و دکمه های پیرهنمو می بندم ... اما نه به خاطر اینکه تو شونصد بار بهم گفتی که این کارا رو بکن من این کارا رو به خاطر خودم می کنم ، می دونی که ... (چون دلم دسر می خواد . ) شل سیلور استاین
سرزمینی که از ما نیست
ولی تا ابد خاطرانگیز است و آب دریایش شیرین است و یخ زده .
در ژرفا ماسه از گچ سفیدتر است ، و هوا مستی افزا چون شراب ، انبوه کاخهای زردفام در لحظه های غروب عریان ایستاده اند .
غروب آفتاب خود را در امواج اثیری و لطیفش چنان است که نمی داند آیا این لحظه های پایان روز است یا پایان جهان یا رازی از رازها که باز با من است ؟ آنا آخماتووا
شيشه اي مي شکند... يک نفر مي پرسد...چرا شيشه شکست؟مادر مي گويد:شايد اين رفع بلاست.يک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد.شيشه ي پنجره را زود شکست.کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرور شکست,عابري خنده کنان مي آمد...تکه اي از آن برمي داشت مرحمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم ...هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟دل سخت شکست اما,هيچ کس هيچ نگفت و نپرسيد چرا؟
ف.خ
اندیشه های بزرگ است که مایه بزرگی است . نه کارهای بزرگ . " رابرت برونینگ"
حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی بخش است . "چارلی چاپلین" اعتراف به گناه فضیلتی است که در هر کسی یافت نمی شود " ناپلئون بناپارت" اگر می خواهی اندوهگین نباشی، حسود مباش . "انوشیروان" در زندگی هیچ چیز به اندازه هیجان های شدید ، خوشایند نیست . "آناتول فرانس"
یه خط کشید روی دلم ، می گی آی تولدم ، دوست دارم ، دوست دارم .
اره اشتباهی . قصه ما اینجوری نیست .
دوباره یه خط کشید روی دلم یه ضربدر شده حالا . می گه که تموم شده این قصه من و شما . کاش آدما قبل اون اتفاق حکمتش و می فهمیدن ، نه بعدش .
شبا وقتی به ستاره هایی که تو سیاهی شب ، برق می زنن ، نیگا کنی ، مثل آرزوهای کوچیک و بزرگ من و تو ، به نظر دور می رسن . اما اگه به سمت شون یه قدمی برداری ، این راهی که خیلی دور بود یهو نزدیک می شه . وقتی به سمت آرزوهات پر می کشی ، آرزوهات بال در می آرن ، می پرن به سمت تو ، تا این که یه روزی ، یه جایی ، همدیگه رو ملاقات می کنین . به همین سادگی . باور کن .
شاد باشید ای همه مرغان خوش آواز
ای سبکبالان از هر قید و بند آزاد در بهاران دیار خود جسم و جان فکرتان آزاد دشتتان سرسبز بومتان آباد محمد کلانتری
|